خرید بک لینک

خدا کند که بهار رسیدنش برسد

شب تولد چشمان روشنش برسد

چو گرد بر سر راهش نشسته ام شب و روز

به این امید که دستم به دامنش برسد

هزار دست پر از خواهشند و گوش به زنگ

که آن انارترین روز چیدنش برسد

چه سالها که درین دشت ، خوشه چین ماندم

که دست خالی شوقم به خرمنش برسد

بر این مشام و بر این جان چه میشود یارب!

نسیمی از چمنش بویی از تنش برسد

خدای من دل چشم انتظار من تا چند

به دور دست فلک بانگ شیونش برسد؟

چقدر بر لب این جاده منتظر ماندن؟

خدا کند که از آن دور توسنش برسد

برچسب: شعر سعید بیابانکی,شعر سعید بیابانکی در حضور,شعر سعید بیابانکی در محضر,شعر سعید بیابانکی برای علیرضا قزوه,شعر سعید بیابانکی در مورد شهدا,شعر سعید بیابانکی در مورد مشایی,اشعار سعید بیابانکی, نویسنده: بنیامین دادخواه تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 4:33

صفحه بندی